بچه كه بوديم تا مادر مي گفت: “ به سماور دست نزن جيزه !” خودمون رو يك كيلومتر مي كشيديم عقب! و حتا اگر از كنار سماور خاموش هم رد مي شديم ازش فاصله مي گرفتيم.
خداييش در بچگي چقدر عاقل بوديم!نه؟! اين اصل روانشناسي را كه : ” احتياط شرط عقل است.” بدون هيچ آموزشي بطور خودكار عملي مي كرديم.
مي گفت : “صد و بيست چهار هزار پيامبر -كم و زياد- آمدند و گفتند : “جهنم جيزه!” اما عقل ما چقدر عكس العمل نشان داده است؟ ”
مي گفت : “آيا جا ندارد اجمعين از اين همه ادعاي عقل و هوش كوتاه بياييم و كمي در صحت عقلاني خودمان شك كنيم؟” و باز مي گفت :”شايد غريزه ها ديگر غريزه نيست! ولي انگار هست چون در موارد مشابه ديگر غرايزمان با شتاب بسياري عكس العمل نشان مي دهند. پس مشكل در عقل ما ست! ما بزرگاني هستيم كه در حد يك كودك هم يك هشدا را جدي نمي گيريم . …”
گفتم : ” بياييد همه با هم بپرسيم كه : ببخشيد مهد كودك از كدوم وره؟ و زندگي را از صفر شروع كنيم!”
حالا شما بفرماييد كه : ” آيا موافقيد؟ !”

اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ ساعت: ۶:۱۶ ق.ظ
سلام
مطلب بسیار زیبا و قابل تامل است.
کاش حتی کمی فکر می کردیم که همه مشکل ما از بیفکری است
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ ساعت: ۸:۳۷ ق.ظ
سلام
عزيز دل بسيار زيباست هميشه باشي.
اگر سري به من بزني خوشحال مي شوم
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۴۲ ق.ظ
خونه خاله کدوم وره ؟! از این وره از اون وره!
خوب بود یاد بچگی کردیم !
برای پست بعدی عمو زنجیرباف رو پیشنهاد می دم!
موافقید؟؟!!
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۳۳ ق.ظ
وبلاگتون عالیه
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱۲:۵۴ ق.ظ
سلام.من يكي كه موافق موافقم.كاشكي يه ذره فقط يه ذره ازصداقت بچهگي تو وجودمون ميموند تا حالا اينقده نامرد نشيم.البته دور از جون دوستان!
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱۱:۱۱ ق.ظ
سلام
من تا حدی مخالفم اگه سماور جیزه و ازش فاصله می گیریم چون حرارتش از دور هم حس میشه و آب جوشش دیده میشه …. ولی جهنم چی؟
حالا یک سوال مثلا اگه به همون بچه بگن فلان چیز رو نخور جیزه به نظرت باز هم راحت قبول می کنه یا دلیل می خواهد که خیلی وقتها هم قانع نمی شه و …..
موفق باشید