موبايل ديگه نزديک بود خودکشي کنه از بس که زنگ خورده بود. ساعت ۲ صبح خميازه کشان بيدار شديم که براي نماز صبح حرم مشرف شيم. تو دلم گفتم آفرين به اين اراده!
پامو که گذاشتم تو خيابون عرق شرم جاري شد . اصلا انگار نه انگار که نصفه شبه
اِ اِ اِ اينا زودتر از من دارن کجا مي رن ؟؟!!چه زود غرورمون شکست!
مثل اينکه همجواري امام رضا(ع) همه رو هوايي مي کنه؛ البته بازم کم نياورديم گفتيم آقا ما رو هم قاطي اين خوبات بپذير!

بعد از نماز عشا تو صحن جامع نشسته بوديم؛ اشک تو چشماش حلقه زده بود :” فلاني بريم زيارت وداع؟” باورم نمي شد. اين خودشه؟
آخه تا اون شب با اکراه ميومد زيارت. به قول خودش هم آنقدر به حجابش گير داده بودند که خسته شده بود؛ ولي اون شب حالش فرق مي کرد حالا اون ما رو راهي زيارت کرد. قدم هاش سنگين بود… بسم الله و به الله و في سبيل لله… نگاهش که گره خورد به مشبک هاي ضريح اشک چشماش روون شد : آقا شب آخره که مهمونتم آقا تموم شد؟!

السلام عليک يا وارث آدم صفوة الله، السلام عليک… تا رسيد به اسم خانوم فاطمه زهرا هق هقش بلند شد. مثل بچه هاي سه چهار ساله گريه ميکرد.نفسش رو چند دقيقه اي حبس کرد با سکوتش به اندازه يه دنيا درد دل کرد…. به هر زحمتي بود براش جا باز کرديم دو رکعت نماز زيارت خوند .

اونکه تا اون موقع همش” ايش و هوشش” بلند بود که :”چقدر هل ميدن، اه چقدر گرمه” تو اون شلوغي زير دست و پا ها ميخکوب شده بود. زهرا جان بريم؟ زهرا بريم …. زيارتنامه رو از دستم گرفت شروع کرد به خوندن وداع . با زبون وداع مي کرد و دلش رو گره زده بود به ضريح. …… از حرم اومديم بيرون. اومد چادرش رو تا کنه بذاره تو کيفش که اما نه .ديگه نمي تونست … اينه جاذبه محبت مولا.زهراجان حالت مستدام باد.

آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱:۲۳ ب.ظ
سلام بچه های گل بسیار جالب بود التماس دعا
آبان ۲۹م, ۱۳۸۸ ساعت: ۲:۱۶ ب.ظ
سلام
بعد از مدت ها اومدم توی وبلاگ دخترانه! یادش بخیر… پارسی بلاگ! نداهای آسمانی ۱ تا بی نهایت … داستان ها و کامنت ها … وبلاگ های منتخب …
و امروز! پیشرفت علم و نزدیک شدن به روز موعود …
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ ساعت: ۲:۵۷ ب.ظ
سلااااااااااااااام از ماس !
راستش هنوز اين جا رو كامل نخوندم ! خدايي هم اولين جايي بود كه بعد از متصل شدن به دنياي مجازي اومدم بهش سر زدم !!
هنوزم يه سري پست هايي رو كه تو دوران غيبت هفت ماهه ي من رفته بالا رو كامل نخوندم !! بعد از مدت ها مخ تش و يه اب و جارو زدم !خبر خاصي نيست توش !فقط اومدم اعلام كنم زنده ام !
آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ ساعت: ۶:۲۸ ق.ظ
بسم رب الزهرا…
سلام عليكم
خيلي متن قشنگي بود موفق باشيد
وب منم با موضوع حجاب به روزه
و اينكه آيا مايل به تبادل لينك هستيد؟
اگه اره خبرم كنيد
ياحق
آذر ۱۵م, ۱۳۸۸ ساعت: ۳:۲۰ ق.ظ
برای سلامتی فرشه ها صلوات
با سوغاتی از نجف بروزم ….
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ ساعت: ۱۰:۲۲ ق.ظ
سلام مطالبت خیلی روح بخشن به قول خودت جاذبه دارن
خدا قوت
دوست داشتی سری به ما بزن یا حق