كنفرانس هاي دخترانه

بازگشايي كنفرانس هاي دخترانه سايت آسمانيان :
ميلاد حضرت معصومه (س) : روز دختر
منتظر شما هم هستيم .

  خداوند رحمت كند …

امام علي (ع) :
خداوند رحمت كند كسي را كه درك كند از كجا و براي چه آمده و به كجا رهسپار است.



دانشگاه مجازي ‌فرهنگ‌و معارف اسلامي

Happy Girlfriends day!

ورودي پست الكترونيكم رو باز كردم عنوان آخرين دريافتي اين بود :


Happy Girlfriends day!

بنظر شما جالب نيست كه در فرهنگ غربي شاهد روز هايي تحت عنوان ولنتاين و روز دوست دختر و لابد دوست پسر و … هستيم؟
بنظر من كه فرهنگ غرب كلا جالب و اعجاب برانگيزه:
تا زير هيجده سالي تينيجر(نوجوان)محسوب مي شي و هر كاري كه بكني تحت عنوان نوجوان معافي -اين يعني ريشه درخت رو ضعيف پروراندن- بعد كه به بالاي نوزده سال مي رسي يه حساب بانكي و معافيت از تحت نظارت خانواده بودن و آزادي محض و … و اين يعني شاخه هاي درخت رو حرص نكردن و علف هرزه ها رو رها كردن.
خب درخت بي ريشه اي كه همينجور به سوي آسمان ناكجا آباد قد مي كشه بديهيه كه ديگه ميوه دادن و ندادنش، سبز بودن يا پژمرده شدنش مهم نباشه. لا جرم در اين جنگل بي عاطفگي بايد دست و پا زد بايد دل رو به سراب مانندي خوش نمود، اونوقت جووني كه جرات و عرضه تشكيل خانواده نداره و دل هوس بازش هر زو پي رنگ و لعابي پرسه مي زنه دل مي بنده به صفحات سرد تقويم كه با نامگذاري تحت عناوين مختلف مي خواهند گوشه اي از گرماي نداشته زندگي رو به اون اعطا كنند .
جالب تر اينكه در پايان اين نامه نوشته شده بود : ميزان دريافتي شما از اين نامه مساوي ست با ميزان علاقه ديگران به شما! لابد دوست دختر دوست پسر داشتن هم كيلوييه!
حالا به نظر شما جالب نيست . بنظر من كه خيلي جالبه خيلي! اگه جالب نبود كه دم ولنتاين ميدون ونك و جردن و حتا چهار راه كوكاي تهران احتمالا كهك قم ! با قلب هاي قرمز و گل هاي سرخ مزين نمي شد!
حتما ما هم يه چيزي كم داريم كه …. كجاي كاريم ؟ كجا؟

…………………………………………………………………………..

پي نوشت۱ : سوتفاهم نشه! اين نامه (ايميل) رو يه خانوم براي اطلاع رساني براي بنده ارسال كرده بود!!!
پي نوشت۲ : شايد خرده بگيرند كه الان حال و هواي بهمن هست و دهه فجر و اين چيزا چيه نوشتيد! اما يه كم تامل :براي چه انقلابي شد و جوان هايي فدا ؟



  1. مهدی نظر دادند:

    سلام …
    آره توی خارج اینجوریه …
    نوجوانی یعنی معافی و نوزده سالگی یعنی … و ….
    توی کشور خودمون چی ؟!
    نوجوانی سن تو سری خوردن و حرف نزن بچه و هنوز دهنت بوی شیر می ده است !
    نوزده سالگی هم سن یه دنیا بحران که روی سرت خراب می شه و تا میا یی جمعش کنی می بینی از خیلی ها عقب تری و هیچ کسی هم تا بند (( پ )) نداشته باشی یه قرون به حسابت واریز نمی کنه …
    جوونی هم سن سردرگمی و اضطراب …
    ریشه ی درخت ما کجاست ؟! اگر توی اون کشور جوونشون ریشه نداره دولت میاد با یه طناب جور بی ریشگیش رو می کشه و می زاره سر بلند باشه . اینجا چی ؟ حتی به یه نخ هم وصل نیستیم .
    اگر ایمانت قوی باشه کارت به خودکشی و افسردگی و سادیسم نمی رسه . اگر هم ایمان نداشته باشی که خدا به دادت برسه …
    این همه زدید توی سر خارجی ها … ای کاش به جای این حرف ها از خوبی هاشون می گفتید تا یکم درس بگیریم .
    حتی شمایی هم که ادعاتون می شه می خوایید واسه جوون ها کار کنید درست کار نمی کنید .
    یکم بیشتر در مورد نوع کار هاتون فکر کنید …
    خیلی چیز ها فرق کرده و نمی خوایید درک کنید …
    من توی سن بیست سالگی هیچی ندارم و هیچ امیدی هم به آینده ام ندارم …
    تا ببینم خدا چی می خواد …


نظر شما؟